انتخاب های شما بستگی به هویت شما دارد، و هر انتخابی که در زندگی داشته باشید، تعیین می کند چه فردی هستید. هویتی که برای خود می سازید، تصمیمات، رفتارها، و اعمال شما است که تکه های پازِل زندگی شما را تشکیل می دهند و کنار هم جور شده و تصویر زیبایی  را می سازد که شما هستید. تصویر شما چه چیزی را آشکار می کند؟ کشف اینکه شما چه هستید و که هستید کار ساده ای است: شما همان چیزی هستید که خودتان سبب می شوید که باشید. هر تصمیم شما بخشی از هنر وجودی شماست. در پی کشف و شناخت خود باشید و شاهکار شما سرشار از امیال، ترس ها و نگرانی های وجودی، سرگردانی ها، و بی هدفی ها خواهد بود. تصمیم بگیرید که وجود بهتری از خود خلق کنید و خود را بر اساس امیال، اولویتها، باورها و اعتقادات، و استعدادهای خود طرح ریزی کنید، و شاهد یک شاهکار خواهید بود. با انجام تمریناتی که در این مقاله به آنها اشاره می شود، قادر خواهید بود خود را بشناسید، و بعد می توانید تصمیم بگیرید که به چه انسانی تبدیل شوید.


وقتی تصمیم بگیرید که در راستای هسته ی وجودی خود عمل کنید و راهی را دنبال کنید که انتخاب کرده اید، در حال تغییر هستید. ممکن است کسی نباشید که در آینده خواهید بود، اما فراموش نکنید که همان آدمی هم نیستید که در گذشته بودید. پس باید ببینید که امروز که هستید؟ اگر بخواهید هویت خود را در دیگران پیدا کنید، عزت نفس، و احساس ارزش شما هم بر انتخاب ها و نفوذ آنها وابسته خواهد بود. اما اگر تشخیص دهید که خود وجودی مستقل هستید، برحسب همان رفتار خواهید کرد.

برای ساختن یک شاهکار هنری، حدود تعریف و سایه های خاصی وجود دارد. بدون زمینه طرح و سایه، زیبایی تصویر از بین میرود. زمینه ی طرح باعث می شود رنگ ها همانطور که سازنده و طراح آن در سر داشته به زیبایی جلوه کنند. سایه های تیره، مثل اوقات سخت زندگی، می توانند قسمتی از سفر زندگی ما را رنگ کنند. آیا اجازه می دهید این سایه های تیره هویت شما را تعیین کنند، یا درمقابل آن می ایستید و آنچه که می خواستید باشید را به جهان نشان می دهید؟ شما می توانید تصویری زیبا و درخشان خلق کنید، پس سعی نکنید که پرده ی نقاشی خود را با سایه ها پر کنید و اجازه ندهید که شاهکار هنری از آن بیرون بیاید. همین امروز تصمیم بگیرید که فرای محیط پیرامونتان قدم بردارید.


یک روز کودک 15 ماهه ام که سعی می کرد راه برود، در کنار شومینه ی آجری خانه مان زمین خورد. لبش ترک خورده و شروع به خونریزی کرد. گریه هایش بیشتر از جراحتی که برداشته بود من را ناراحت کرد و با عجله به سمتش دویدم تا به او بفهمانم که هیچ اتفاقی نیفتاده و همینطور که در آغوشش گرفتم، و انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده دوباره شروع به راه رفتن کرد. آن لحظه بود که با خودم فکر کردم چرا ما نمیتوانیم همین کار را در زندگیمان انجام دهیم؟ کمی استراحت کنیم، دل و جرات خود را به دست آوریم و دوباره امتحان کنیم. اما به جای اینکار دقیقاً مثل پسر همسایه مان رفتار می کنیم که یک بار زمستان درون استخر افتاد و چون آب سرد استخر باعث ترس او شده بود، دیگر هیچوقت حتی نزدیک آن هم نشد. شما چطور زندگی می کنید؟ آیا هویتتان را برحسب آسیب ها و صدماتی که دیده اید پی ریزی می کنید یا اینکه برخلاف آنچه در گذشته برایتان اتفاق افتاده قدم برمی دارید؟ آنچه در زندگی بر شما اتفاق می افتد شخصیت شما را تعیین نمی کند، بلکه این واکنش و عکس العمل شما نسبت به آن اتفاقات است که هویتتان را می سازد.


اگر زندگی شما یک کتاب گشوده بود، آیا مردم به خواندن آن علاقه ای نشان میدادند؟ آیا باورها و اعتقادات شما به هر طرف که باد بوزد می رود؟ آیا فکر می کنید که هویت شما فقط بستگی به کار و مقامتان دارد؟ آیا در سفر زندگیتان نیاز به نقشه و قطب نما دارید، یا می دانید که کجا هستید و به کدام سمت در حرکتید؟ آیا از آنچه هستید اطمینان دارید؟ به طریق زیر می توانید هویت خودتان را تشخیص دهید:


برای انجام این تمرین باید صادق باشید. اگر سعی کنید طوری پاسخ دهید که دیگران خوششان بیاید، قادر به دیدن هویت خودتان نخواهید بود، بلکه شخصیتی ظاهری و خیالی را خواهید دید. با خودتان صادق بوده و واقع بین باشید تا بتوانید دریابید که واقعاً که هستید. ساده به نظر می رسد اما آنقدرها هم آسان نیست. جرات صادق بودن می خواهد تا بتوانید بفهمید که در چه جاهایی از شخصیتتان باید تغییر ایجاد کنید. پس یک کاغذ بردارید و آماده ی نوشتن شوید.


1.  باورها و اعتقادات:  اعتقادات شما چیست؟ اولین چیزهایی که به ذهنتان می آید را روی کاغذ بنویسید و تا جایی ادامه دهید که فکر می کنید پاسختان کامل شده است. 5 دقیقه وقت برای این مرحله کافی است. ببینید چه چیزهایی تعیین کننده ی حد و حدود اخلاقی شماست، به شما قدرت می دهد و ارزش های فلسفه ی زندگیتان کدام ها هستند؟


اعتقادات شما در مورد خدا و زندگی معنوی

اعتقادات شما درمورد خودتان: باورهای فکری، جسمی و احساسی شما در زندگی چیست. هدفتان، رفتارهایتان، دیدگاهتان در زندگی چیست و برای چه خصوصیات شخصیتی ارزش قائلید.


2.  شخصیت: شخصیت خاص و بخصوص شما چه خصوصیاتی دارد؟ 5 دقیقه را صرف توصیف ویژگی های خود کنید. من راه ساده تری هم برای این مرحله پیدا کرده ام که بشود در کمتر از 5 دقیقه آن را انجام داد. خداوند همه ی ما را متمایز و متفاوت با یکدیگر آفریده است. می توانید تصور کنید که همه انسانها درگیر جزئیات مسائل می شدند و هدف بزرگ را فراموش می کردند؟ فکر می کنید اگر همه فقط شنونده های خوبی بودند و هیچکس نبود که گوینده ی خوبی باشد چه می شد؟ شخصیت شما سرشار از خصایص و ویژگی های خاصی است که می تواند هم به نفع و هم به ضد خودتان و دیگران کار کند. مثلاً کسی که استعداد سازماندهی کردن دارد، هم میتواند فردی سلطه جو و زورگو شود هم می تواند با کمک به دیگران برای دیدن هدف نهایی آنها را تشویق کرده تا کارهایشان را به اتمام برسانند.


دانستن استعدادها و شخصیتتان به شما کمک می کند حوزه ی تغییر خود را تشخیص دهید و از آنچه خداوند آفریده احساس غرور کنید. اگر تابه حال چنین کاری نکرده اید، انجام آن برایتان سرگرم کننده خواهد بود. اما یادتان باشد، باید صادق باشید.


خوب، این مرحله را هم انجام دادید؟ به نتیجه ی نوشته هایتان نگاه کنید. آیا شخصیت شما را توصیف می کند؟ ممکن است پاسخ ها کمی به نظرتان گیج کننده بیاید، این ممکن است به این دلیل باشد که صادقانه خودتان را توصیف نکرده اید. از بین آن کلمات آنهایی را بیشتر از بقیه توصیف کننده ی شخصیت شما هستند را انتخاب کنید.


3.  اعمال: با ثبت موارد زیر درمورد خودتان، ببینید ظهور هویت شما در اعمالتان چگونه است:


- اولویت ها، علایق، سرگرمی ها، استعدادها، و توانایی ها

- ابتکار و نفوذ

- مهارت های سازگاری/چطور با مشکلات کنار می آیید

- اهداف و دستاوردها

- روابط

5 دقیقه ی آخر هم صرف مرحله ی آخر شناخت هویت می شود که از این قرار است: اکنون که فهمیده اید چه کسی هستید، با اعمال فوری یکسری تغییرات در خود، میتوانید به آن کسی تبدیل شوید که می خواهید. به نتایج نگاه کنید. اعتقادات شما، شخصیت شما، و اعمال حاصل از آن دقیقاً مثل تکه های مختلف یک پازل هستند. این همان طریقی است که به واسطه ی آن خودتان را خواهید شناخت. موارد منفی که درمورد خودتان نوشتید را در نظر بگیرید. آیا این پیامها درمورد خودتان است یا زائیده ی پذیرش محیط خارجی یا اتفاقاتی است که باعث کدر شدن شناخت شما درمورد خودتان می شود؟ سریعترین راه این است که جلوی آن مواردی را که قادر به تغییر آنها هستید تیک بزنید. و انهایی را هم که فکر می کنید نمی توانید تغییر دهید را با یک نشانه ی دیگر مشخص کنید. آندسته از خصوصیاتی که قادر به تغییر آنها هستید معمولاً درمورد شما صحیح هستند و بقیه حاصل منفی نگری ها و عوامل خارجی هستند. دروغ ها را کنار بگذارید و با چشم باز ببینید که واقعاً دوست دارید چه جور فردی باشید. و همین امروز به آن شخصیت تبدیل شوید.


به مهمترین قدم رسیدیم: پیامهای منفی که قادر به تغییر آن بودید را برداشته و در جایی به صورت مثبت بنویسید. به جای اینکه بنویسید، یک "قربانی" هستید، بنویسید "نجات دهنده" هستید! به جای نوشتن "یک معتاد بیچاره" بنویسید "کسی که دوران نقاهت ترک اعتیاد خود را می گذراند." به جای نوشتن "بد خلق و عصبانی" بنویسید "فردی با خلق و خوی متعادل که به هیچ عنوان عصبانیت خود را سر خود و دیگران خالی نمی کند." "تنها و سرخورده" را با "مصمم برای مقابله با ترس ها و آشنا شدن با افراد جدید" جایگزین کنید. و به جای اینکه "زشتی" های خودتان را ثبت کنید، زیبایی های خود را نام ببرید.


این تصویر اولیه ی شماست. برای عمیق تر بررسی کردن آن، این تمرین را دوباره تکرار کنید و تا جایی ادامه دهید که احساس غرور کنید و به خود ببالید. و به این صورت خواهد بود که در 20 دقیقه توانسته اید خود را تغییر دهید. این را بدانید، اگر همیشه آیه ی یاس در گوش خود بخوانید، مایوس و ناامید خواهید بود و اگر به خود بگویید که "می توانید" حتماً خواهید توانست و موفق خواهید شد. از همین امروز سعی کنید افکار منفیتان را با افکار مثبت جایگزین کنید.


من خودم از دوران کودکی همین تمرین را انجام داده ام و به جنگ افکار منفیم رفته ام. به همین روش توانسته ام ترس هایم را برطرف کرده، اختلال غذاییم را درمان کرده و از آنچه که هستم احساس غرور کنم. به همین طریق بوده که خلاء درونیم از رنگ های زیبا پوشیده شده و سایه های تردید از دلم رخت بربسته. و از آن زمان به بعد با اتفاقات زندگی، چه خوب و چه بد، به طریقی یکسان برخورد می کنم و جهان را از فلسفه ی زندگی خودم می نگرم. من می دانم که هستم، و می دانم که برای تغییر به چه چیزهایی نیاز دارم و چشمم همیشه روی پاداش و نتیجه کارهایم است. هر روز سعی می کنم بیشتر شبیه به خدا شوم، درصورت امکان به دیگران کمک می کنم و به عشق خداوند به خودم ایمان دارم. شما چطور؟ آیا به آنچه که هستید ایمان دارید؟ راه های زیادی برای شناخت خود پیش رویتان است. پس سعی کنید هر روز بهتر از دیروز باشید.

  مردمان

  هاوژین قربانی

  ویژه کارآفرینان و مدیران | ویژه دانش‌آموزان و دانش‌جویان | دانستنی‌ها و اطلاعات عمومی | خانواده، فرزندان، روابط همسران | ویژه دختران و پسران جوان | مهارت‌های ضروری مدیران

  در | 20 | دقیقه | خود | را | بشناسید