قبل از انقلاب شناختي دهه 60، ذهن همانند يك جعبه سياه نگريسته مي شد. اما بعد از اين انقلاب شناختي، ساختار دروني آن توصيف شد تا بتواند روابط نظام دار بين درون دادهاي اطلاعاتي و برون دادهاي رفتاري را تبيين نمايد.

بررسي ذهن به عنوان يك موضوع علمي، همچنان با اين سوال اساسی مواجه است که ذهن چيست؟

تصور براين است كه ذهن مجموعه­ اي از بازنمايي ها و پردازش هاي مربوط به آن در مغز است كه اين امكان را فراهم مي كند كه رفتار تبيين و پيش بيني شود. در ادامه چالش هاي پيش رو در مورد ذهن و شيوه مطالعه آن، يكي از سوالات اساسي در روانشناسي اين است كه پردازش هاي ذهني از چه تركيبي برخوردارند.

قبل از انقلاب شناختي دهه 60، ذهن همانند يك جعبه سياه نگريسته مي شد. اما بعد از اين انقلاب شناختي، ساختار دروني آن توصيف شد تا بتواند روابط نظام دار بين درون دادهاي اطلاعاتي و برون دادهاي رفتاري را تبيين نمايد.

يكي از مهم­ترين پيشرفت ها در اين زمينه، مربوط به ديدگاه هاي پردازش اطلاعات و در راس آنها ديدگاه محاسباتي ذهن مي باشد. در بطن ديدگاه محاسباتي ذهن، رويكرد پيمانه اي قرار دارد كه معتقد است پديده هاي رواني از عملكرد فرايندهاي متمايز چندگانه اي ناشي مي شود نه يك عملكرد واحد نامتمايز.

روانشناسي قوا يا همان روانشناسي استعداد هاي ذهني بعد از قرن ها و به دنبال چرخ زدن حول مباحث جمجمه شناسي و علوم وابسته،‌ دوباره مورد توجه قرار گرفته است تا اين اواخر روانشناسان و ديدگاه هاي تربيتي و آموزشي اعتقاد داشتند كه ذهن انسان ها به صورت يك كل كاملا" پيچيده فعاليت مي كند. اما امروزه متخصصان علوم شناختي فرضيه ساختار يك شكل داشتن ذهن را، مورد ترديد قرار داده و فرض نموده اند كه ساختار غالب ذهن به صورت پيمانه اي است.

در سال 1983 جری فودور(1) ساختار ذهن را به صورت خاصي تبيين نمود كه در آن پيمانه هاي پردازش اطلاعات، حالتي شبيه به بازتاب ها داشته و بسيار تخصصي عمل مي كنند و انواع بسيار ظريفي از اطلاعات را به صورتي كليشه اي پردازش مي كنند. هرچند انتقاداتی بر ديدگاه پيمانه ای فودور مطرح گرديده است، اما امروزه به خوبي پذيرفته شده است كه ذهن ساختاري پيمانه اي دارد و روش هاي مختلف محاسباتي و فيزيكي ابداع شده است كه ماهيت هر يك از پيمانه ها و نقش كاركردي آنها را مشخص مي­نمايند و برهمين اساس تحقيقات مختلف وجود ساختارهاي پيمانه اي و ارتباطات وسيع بين پيمانه ها را در پستانداران مختلف و در نواحي مختلف مغزي نشان داده اند.

در يكي از جديدترين تحقيقات انجام شده با استفاده از روش تصويرسازي رزونانس مغزي و تحليل­هاي رياضي مرتبط، حدود 90 ناحيه و منطقه قشري و زير قشري با شبكه ارتباطات فراوان بين آنها در مغز شناسايي شد كه اين نواحي در قالب 6 پيمانه اصلي و كاركردي قابل بررسي بود. در يكي از جديدترين پژوهش ها در اين رابطه، ميونير و همكاران (2008) به بررسي تعداد پيمانه هاي مغزي پرداخته و تغييرات آنها را بر حسب سن مورد بررسي قرار دادند. فرضيه اوليه آنها بر اين اصل استوار بود كه بين اجزاي دروني هر پيمانه و همچنين پيمانه ها با همديگر ارتباطات فراواني وجود دارد.

همچنين به اعتقاد آنها بيشترين تعداد پيمانه ها و ارتباطات بين اجزا و پيمانه ها در افراد جوان تر مشاهده مي شود. براساس نتايج حاصل از پژوهش آنها، ارتباطات پيمانه اي افراد جوان با افراد مسن متفاوت مي باشد مثلا" در افراد جوان ارتباطات پيمانه اي نواحي خلفي با مركزي، كمتر از افراد مسن مي باشد. در واقع كمترين ميزان ارتباطات پيمانه اي در افراد جوان، در پيمانه هاي اين ناحيه مي­باشد. در حالي كه ارتباطات پيمانه اي همين ناحيه، بيشترين ميزان را در افراد مسن دارد. در مقابل در افراد جوان، بيشترين ميزان ارتباطات پيمانه اي در بين پيمانه هاي ناحيه فرونتال- سينگوليت – گيجگاهي با پيمانه هاي ناحيه مركزي مي باشد. در افراد مسن پائين ترين ميزان ارتباطات، مربوط به ارتباطات پيمانه اي ناحيه فرونتال - تالاموس با نواحي خلفي مي باشد.

همچنين نتايج جالب توجه آنها مربوط به تعداد پيمانه ها در دو گروه بود. به ترتيبي كه در افراد جوان توانستند 5 پيمانه كلي و در افراد مسن 6 پيمانه كلي را شناسايي نمايند.
پيمانه های افراد جوان به ترتيب حجم از کوچک ترين به بزرگ ترين عبارت بودند از:
1- نواحی ميانی گيجگاهی
2- نواحی بطنی – پيشانی،
3- نواحی خلفی
4- پيشانی
5- مرکزی.

اما پيمانه های افراد مسن به ترتيب شامل:
1- بطنی – پيشانی
2- نواحی میانی خلفی
3- پيشانی
4- گيجگاهی
5- خلفی
6- مرکزی    بود.

در افراد جوان هرچند تعداد پيمانه ها، كمتر از افراد مسن مي باشد، اما ميزان ارتباطات درون پيمانه اي و بين پيمانه اي بسيار پيچيده و گسترده اي در افراد جوان در مقايسه با افراد مسن وجود دارد. در مقايسه بين تعداد و نوع پيمانه هاي دو گروه، نكات جالبي مشاهده شد.

نكته اول اين كه تعداد شبكه هاي ارتباطي درون هر پيمانه كه در اصل خرده پيمانه هاي درون هر پيمانه كلي هستند، با افزايش سن كاهش مي يابد، به اين معني كه در افراد جوان بيشترين تعدادخرده پيمانه ها، مربوط به پيمانه مركزي با حدود 24 خرده پيمانه و كمترين آن، مربوط به تمپورال مياني با تعداد 3 خرده پيمانه مي باشد.
در افراد مسن،‌ بيشترين تعداد خرده پيمانه مربوط به پيمانه مركزي، با تعداد 15 و كمترين مربوط به فرونتال بطني، با تعداد 6 خرده پيمانه مي باشد.

دوم اين كه مقايسه نوع پيمانه ها نشان مي دهد، افراد جوان فاقد پيمانه گيجگاهي هستند، تفاوت ديگر نيز مربوط به وجود پيمانه گيجگاهي مياني در افراد جوان و وجود پيمانه خلفي مياني به جاي آن، در افراد مسن مي باشد. بقيه انواع پيمانه ها در هر دو گروه تقريبا" يكسان مي باشند، هرچند تعداد خرده پيمانه هاي آنها تفاوت زيادي با همديگر دارند.

اين نتايج، سوالات پژوهشي متعددي را پيش روي محققان در ارتباط با كاركردهاي عصب شناختي و نوروسايكولوژيك افراد قرار مي­دهد و می تواند کاربردهای وسيعی در مطالعات مربوط به آسيب های روانی و علوم اعصاب شناختی داشته باشد.

(1)- جری الن فودر (Jerry Alan Fodor) (-۱۹۳۵) فیلسوف و روانشناس علوم شناختی ‌است. علایق عمده او عبارت‌اند از فلسفه ذهن ،فلسفه زبان وعلوم شناختی.
نظریات معروف او عبارت‌اند از:
-واحدی بودن یا ماجولی بودن (modularity) ذهن، و زبان و تفکر .
وی از نوام چامسکی تأثیر پذیرفته است. از نظر فودور، بخش‌های مهمی از ذهن نظیر فرآیندهای ادراکی و زبانی، بر اساس «پیمانه‌‌ها» یا ارگان‌هایی ساختاربندی شده‌اند که بر اساس نقش‌های علی و کارکردی خود تعریف می‌شوند. این پیمانه‌‌ها از یکدیگر و از بخش «پردازش مرکزی» ذهن که خصلتی بیشتر عمومی و کم‌تر مکان‌ویژه دارد، نسبتاً مستقل هستند.

فودور می‌گوید که وی‍ژگی این پیمانه‌‌ها امکان روابط علی را با اشیاء بیرونی فراهم می‌آورد. این امر، به نوبه‌ی خود، به حالت‌های ذهنی امکان می‌دهد تا محتویاتی داشته باشند که در مورد اشیاء جهان هستند.
از سوی دیگر، بخش پردازش مرکزی مسئول روابط منطقی میان محتویات گوناگون و ورودی‌ها وخروجی‌هاست.

 

برای مثال از نظر اکثر افراد خط پائین کمی بلند تر از خط بالا است . اما در واقع اینجا یک خطای بینائی به نام مولر - لایر رخ می دهد و الا طول دو خط واقعا مساوی است . مثال دیگر از محدودیت اطلاعاتی را می شود در فوبی های بیمار گونه انسان مشاهده کرد .

به عنوان نمونه ترس از مار :
حتی اگر بدانیم که فلان مارخاص هیچ خطری برای ما ندارد باز هم به احتمال خیلی زیاد با دیدن آن احساس ترس و وحشت می کنیم . این موضوع نشان می دهد که شاید در ذهن هر یک از ما انسان ها پیمانه " ترس از مار " با اطلاعات محدود و به صورت غریزی وجود داشته باشد .

  کارستان

  سمیه خدایی

  فنون موفقیت شغلی و اجتماعی برای همه | پزشکی، بهداشت و سلامت | خانواده، فرزندان، روابط همسران | ویژه دختران و پسران جوان | اطلاعات عمومی و جالب و خواندنی